تبليغاتX
سنجاقک -


سنجاقک

 

               

در می زنند و پشت در آتش بپا شده است

کوچه به درد ملتهبی دچار شده است  

در می زنند و ثانیه ها بی رمق شدند

حجم سکوت ممتد بی منتها شده است

در را شکسته اند و زنی ضجه می زند

:«فضه بیا که محسن اگر...!»فضه پا شده است

   میخی که تیغ می شود و زخم می زند

بر بال یک پرنده که سمت خدا شده است

تکلیف یک کبوتر پهلو شکسته چیست ؟

وقتی در آشیانه اش آتش به پا شده است !

 

نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 22:45 توسط محبوبه| |


Design By : Night Skin