سنجاقک
واحه ای در لحظه به سراغ من اگر می آیید، پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدکهایی است که خبر می آرند،ازگل واشده ی دورترین بوته خاک. روی شن ها هم ، نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند. پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است : تا نسیم عطشی در بن برگی بدود ، زنگ باران به صدا می آید. ادم اینجا تنها ست ودر این تنهایی ، سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است . به سراغ من اگر می آیید ، نرم و اهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. سهراب 
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


